داستانهای موفقیت
صفحه: 1 از 35
شخصیت شماره یک سال 2010، یکی از 10 ثروتمند اول دنیا، رئیس فیسبوک و محبوب قلب‌ها!
در حالی که بقیه بچه‌ها بازی کامپیوتری می‌کردند، مارک به ابداع این بازی‌ها فکر می‌کرد. مارک : "من دوستان نقاش زیادی داشتم که پیشم می‌آمدند، چیزهایی می‌کشیدند و من از آن نقاشی‌ها بازی جدیدی می‌ساختم"
درختان بی ریشه
آسیابان دهکده شیوانا خسته و درمانده نزد شیوانا آمد و از او در مورد مشکلی که برایش پیش آمده کمک خواست. شیوانا از او توضیح خواست و آسیابان گفت: " آسیاب بزرگ دهکده متعلق به من است. برای آرد کردن غلات و دانه های غذایی مردم دهکده و روستاهای اطراف من نیاز به حداقل ده کارگر دارم. البته کارگرانی که نیازمند کار هستند در این منطقه کم نیستند. اما من هر کارگری که استخدام می کنم بعد از یکماه متوجه می شوم که آنها یکی یکی مرا ترک می کنند و به سراغ کار کم درآمدتری می روند.
نوبل و تغییر سرنوشت
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است.
داستان نجات یک بنگاه ازگرداب بحران

یک پزشک و یک مهندس

کارآفرینان در ژاپن

ويليام هيولت و ديويد پكارد

زیستن در لحظه

استيو جابز رهبر اپل

روموز موفقیت «پیر امیدیار» بنیانگذار ایرانی‌تبار سایت ای بی


صفحه: 1 از 35